يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش
گر همسفر عشق شدی مرد سفر باش
هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش
با خودم گفتم میرم جلو هرچه بادا باد دیگه راهی واسه آروم کردن این دل شوریده نداشتم
دیدمش دست و دلم شروع کرد به لرزیدن
می خواستم داد بزنم بگم.........
ولی...
گفتم
پرنده ای که مال تو نیست اگه صدتا قفس هم که بسازی آخرش میره!
امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم
+نوشته شده در دوشنبه 1387/04/31ساعت3:39 قبل از ظهرتوسط :.*•. .•*.گمنام.*•. .•*. |
|
پشت سرت رو هم ببین پشت سرت فقط منم فکر خودت باش و برو من مگه حرفی میزنم همیشه آرزوی من دلخوشی های تو بوده خوب می دونم میخوای بری رفتن تو خیلی زوده اگه بری نگاه من تو اوج حسرت می مونه اما بدون ترانه هام بغض چشاتو میشکونه حالا که روزگار میخواد اشک منو در بیاره دیگه برو دیگه برو بذار که چشمام بباره اون لحظه تلخ وداع گفتی عزیزم خدا نگهدار جوابتو ندادم و زدم آروم رو سیم گیتار نامه هاتو هنوز دارم با اینکه ازت بیزارم اما چیکار کنم دلم میگه به تو گرفتارم
کبوتر با کبوتر باز با باز... فقط من موندم و يک چشمه آواز دلم ماهي شد و بر پايت افتاد تو هم نيکي کن و در دجله انداز